2. تأثيراتي كه پذيرفته بود. او در سايهٴ تحصيلات عالي در آغاز جواني معلومات لاتيني و فرانسوي خوبي بهدست آورده بود. با شاعران لاتيني بهويژه اوويد، ويرژيل، استاتيوس، يووِنال و نه به آن خوبي با سيسرون و سنكا آشنايي داشت. با ادبيات لاتيني سدههاي ميانه هم خوب آشنا بود: ماكروبيوس، بوئتيوس،
عالم اكبر برنار سيلوستر توري، تاريخ ويراني تروياي گويدوي مسينايي (برآمدنش نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، لابيرنت ابرهارد بتوني، در رد
كلوديوس آلن ليلي، افسانههاي زرين جاكومو داواراگيو، تاريخهاي نيكولاس تروت و توماس برادوارديني.
از زمان خدمت نظامياش در فرانسه تا سال 1372 هم تحت تأثير فرانسه بود و در آن هنگام بود كه به فكر ترجمهٴ
داستان گل سرخ افتاد و شايد هم قسمتي را ترجمه كرد.
از سال 1372 تا 1386 سخت تحت تأثير سه ايتاليايي، يعني دانته، پترارك و بوكاچيو قرار گرفت.
3. آثار. چاسر پيش از هر چيز يك شاعر بود و بيشتر آثارش آفرينشهاي ادبي محض است كه مورد نظر ما نيست. بنابراين فهرست كامل آثارش موردي نخواهد داشت، ولي آثار زير در خور توجه است:
1. داستان گل سرخ: چاسر درصدد ترجمهٴ داستان گل سرخ برآمد و بيشك متن فرانسهٴ آن را مطالعه كرد. ترجمهٴ بخشي از آن به زبان انگليسي ميانه دردست است (يگانه نسخهٴ خطي در گلاسگو)، ولي انتسابش به چاسر محقق نيست. ممكن است چاسر بخشي از آن را نوشته باشد؛ هرطور كه باشد آن متن تقريباً هميشه جزو آثار چاسر، همچنين جزو كشفاللغات آن آمده است.
فعاليت چاسر در اين زمينه احتمالاً نخستين فعاليت ادبي او بوده و مسلماً مربوط به پيش از سال1370 است.
2. ترجمهٴ انگليسي تسليات فلسفهٴ بوئتيوس: اين ترجمه را چاسر در حوالي سال 1382 انجام داده و احتمالاً با الهام از داستان گل سرخ (كه
گزيدهاي از تسليات در آن آمده بود)، يا ترجمهٴ فرانسهٴ تسليات بوده كه ژان دومون پس از اتمام داستان گل سرخ انجام داده بود. چاسر با
شرح تسليات نيكولاس تروت (چهاردهم ـ1) و همچنين ترجمهٴ فرانسهٴ ژان دو مون آشنايي داشت. ترجمهٴ خود او بسيار ناقص است.
3. افسانههاي كانتربري شاهكار چاسر، مستلزم توجهي همتاي دكامرون تأليف بوكاچيو است.
اهميت آن در ادبيات انگليسي دستكم همتاي اهميت دكامرون در تاريخ ادبيات ايتالياست.
افسانهها تأييدي بود بر تثبيت زبان و ادبيات انگليسي بر شالودهاي به همان استحكام ادبيات لاتيني يا فرانسه.
نميتوان ثابت كرد كه چاسر با دكامرون آشنايي داشته، هرچند او با نوشتههاي لاتيني بوكاچيو آشنا بود. طرح كلي افسانههاي كانتربري از لحاظ كيفيت داستاني برتر از
دكامرون است و